Farnik Logo
 

« شب از اسم تو گلبارون | اول اول بلاگم | حرفهای در گوشی بابابزرگ ... »

15 آبان 88

رفتم خونه

امروز بعد از ظهر بعد از انجام یه سری آزمایش که نفهمیدم چی چیه مرخصم کردن که با مامانی برم خونه.

سعی می کنم دختر خوبی باشم و زیاد گریه نکنم، اما خب نمیشه که ....

به علاقمندان - به من میگن دختر پررو - قول می دم باز هم عکسای جدید اینجا بذارم، البته به همت اقوام و دوستان

نظرات

ندا :

ایشالا همیشه سالم بمونی..سالم باشی. زودی بابات هم بیاد پیش ات

 

بی بی باران :

تبریک میگم فرنوش جان الان با خبر شدم امیدوارم شاد باشه و سلامت و در ایرانی سبز زندگی کنه

 

عمو دایی آدم :

خدا رو شکر ما هم عمو شدیم
البته شاید هم دایی شدم
ولی یک ماچ محکم به جای من از لپش بکنید
راستی خدا رو شکر بچه شبیه باباش نشده

 

آزاده :

سلام .خیلی خوشحال شدم وتبریک میگم ایشالا بزودی شرایط درست بشه وبتونید همگی در کنارهم بهترین روزها رو بگذرونید
با ارزوی بهترین روزها برای شما وفرنیک نانازی

 

:

خيلي نازي ني ني گولو
روزي 10 بار ميام اينجا سر مي زنم
زود به زود آپ ديت كن
باشه خاله؟

 

آلوچه خانوم :

خوش قدم باشی عزیز دل
هنوز از راه نرسیده روزهایی از سر گذرانده ای , زیبا !
با آروزی فردای بهتر و روزهایی که همه باهم در خانه دور هم جمع شوید .

 

بابک خرمدین :

فرنیک همون امید زندگی هست که دیدنش ماها رو هم خوشحال می کنه
براتون آرزوی شادی دارم

 

raha :

جیگر این نی نی را برویم ما همی خوانندگان شما خانواده "فر" ها!مبارک باشه عزیزم

 

یک دسته گل بنفشه :

مراقب مامانی باش فرنیک جان...مامانی شما هم مراقب فرنیک باش که دختر عسلی هم دختر نیکویی باشه برای مامان و بابا...مخصوصن بابا که دخترها عشق بابا هستن.

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)