15 آبان 88
رفتم خونه |
امروز بعد از ظهر بعد از انجام یه سری آزمایش که نفهمیدم چی چیه مرخصم کردن که با مامانی برم خونه.
سعی می کنم دختر خوبی باشم و زیاد گریه نکنم، اما خب نمیشه که ....
به علاقمندان - به من میگن دختر پررو - قول می دم باز هم عکسای جدید اینجا بذارم، البته به همت اقوام و دوستان
.jpg)


نظرات
ندا :
ایشالا همیشه سالم بمونی..سالم باشی. زودی بابات هم بیاد پیش ات
ندا - November 6, 2009 2:05 AM
بی بی باران :
تبریک میگم فرنوش جان الان با خبر شدم امیدوارم شاد باشه و سلامت و در ایرانی سبز زندگی کنه
بی بی باران - November 6, 2009 12:28 PM
عمو دایی آدم :
خدا رو شکر ما هم عمو شدیم
البته شاید هم دایی شدم
ولی یک ماچ محکم به جای من از لپش بکنید
راستی خدا رو شکر بچه شبیه باباش نشده
عمو دایی آدم - November 6, 2009 12:50 PM
آزاده :
سلام .خیلی خوشحال شدم وتبریک میگم ایشالا بزودی شرایط درست بشه وبتونید همگی در کنارهم بهترین روزها رو بگذرونید
با ارزوی بهترین روزها برای شما وفرنیک نانازی
آزاده - November 6, 2009 2:23 PM
:
خيلي نازي ني ني گولو
روزي 10 بار ميام اينجا سر مي زنم
زود به زود آپ ديت كن
باشه خاله؟
Anonymous - November 6, 2009 3:20 PM
آلوچه خانوم :
خوش قدم باشی عزیز دل
هنوز از راه نرسیده روزهایی از سر گذرانده ای , زیبا !
با آروزی فردای بهتر و روزهایی که همه باهم در خانه دور هم جمع شوید .
آلوچه خانوم - November 6, 2009 3:30 PM
بابک خرمدین :
فرنیک همون امید زندگی هست که دیدنش ماها رو هم خوشحال می کنه
براتون آرزوی شادی دارم
بابک خرمدین - November 6, 2009 3:55 PM
raha :
جیگر این نی نی را برویم ما همی خوانندگان شما خانواده "فر" ها!مبارک باشه عزیزم
raha - November 6, 2009 6:34 PM
یک دسته گل بنفشه :
مراقب مامانی باش فرنیک جان...مامانی شما هم مراقب فرنیک باش که دختر عسلی هم دختر نیکویی باشه برای مامان و بابا...مخصوصن بابا که دخترها عشق بابا هستن.
یک دسته گل بنفشه - November 6, 2009 8:44 PM