Farnik Logo
 

« شرح وقایع ... | اول اول بلاگم | بعد از اولین ناخن گرفتن »

25 آبان 88

بیمارستان

عکس های ناراضی بنده از بیمارستان






نظرات

اسما :

نبینم این دخمل خوشگل اخم کنه!
ایشالله دیگه هیچ وقت اون طرفا پیدات نشه تا نی نی خودتو بخوای بدنیا بیاری فرنیک خانمی!

 

مامان ديبا و پرند :

سلام دوستم
خوش اومدي خانم گل. قدمهاي مباركت بركت و شادي رو به خونه خواهد آورد.

 

ساویس :

سلام فرینک خانوم تولدت مبارک چه خوب شد تشریف آوردید به دنیا نترس عسلکم نی نی منم زردی داشت اونم مثل تو ناراضی بودولی زودی تموم میشه خانوم خانوماتوهم مثل حامد من شجاع باش

 

مريم :

الهييييييييييييييييييي ني ني با اون عكساي قشنگت.ني ني جونم به خونه خوش آمدي

 

نيلوفر :

نازي .... ناناز خانوم .... بوسسسسسسسس
خانومي / شما چقدر شبيه مامان بزرگت هستي توي اين عكس !!!

 

فريماه :

قربونت برم با اون فيگورات!

 

عرفان گلي :

سلام فرنيك كوچولو خوبي!
آخي ياد بچگياي خودم افتادم، اون موقع كه ده ماهم بود و ني ني بودم و مي نوشتم! يادش به خير...
من الان 4 سالمه و وبلاگ تو رو هم خواهرم برام پيدا كرد! راستي دختر عمه من، فريده ابطحي، اومده بود ديدنت، يادته؟ تازه باهاش عكسم انداختي، من ديدم!
خوشحال ميشم به وبلاگ منم سر بزني فرنيك كوچول موچولوي گل!

 

مهسا :

حالا اگه شما اون لبات رو غنچه نمي كردي نميشد؟؟؟؟
خوشحالم كه خوب شدي.
بوسسسسسس

 

:

ای جونم ........
بوووووووس

 

فاطمه :

چه لباشو غنچه کرده؟!؟
دیگه هیچ وقت راهیه بیمارستان نشی خانوم خانوما

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)